عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى

9

رساله افيونيه ( فارسى )

ناصر خسرو همچنان كه از خورندهء افيون تعبير به « مدهوش » كرده و از خورنده بنگ تعبير به « بيهوش » كرده است : سپس بيهشان دهر مرو * گر نخوردى تو همچو ايشان بنگ اين « دهشت » و « بيهوشى » كه از اين مواد حاصل مىشود علما آن را مصداق « خدر » و « فتور » دانسته‌اند كه پيغمبر اكرم ( ص ) هر مادّهء مسكر ( مستىآور ) و مفتّر ( سستىآور ) را نهى فرموده است . بنا بر جامعيّتى كه ميان خمر و موادّى همچون افيون و بنگ و حشيش بوده ، فقيهان بر پايهء قياس فقهى حكم به حرمت اين موادّ داده‌اند . هرچند كه براى مقاصد پزشكى و داروئى حكم به حرمت از آن برداشته شده و اين مانند ميبختج يا بختجوش ( مىجوشيده ، بادهء پخته ، سيكى ، شراب مثلّث ) است كه در كتاب‌هاى طبّى و مفردات ادويه از آن به عنوان دارو ياد كرده‌اند و شيخ صفى الدّين حلّى دربارهء موارد حرمت و حلّيّت آن گفته است : إن يكن شربها حراما على النّا * س بنصّ الكتاب و الأنباء شربها للدّواء حلّ لباغي * ه قياسا لها على المومياء در ادب فارسى ترياق و ترياك هر دو به معنى پادزهر به كار رفته است . مولانا گويد : همچو نى زهرى و ترياقى كه ديد * همچو نى دمساز و مشتاقى كه ديد سعدى گويد : به دو گفتم آخر تو را باك نيست * كشد زهر جائى كه ترياك نيست ترياك به مفهوم امروزى آن ، هرچند از زمان صفويه مورد استعمال واقع شده ولى جسته گريخته پيش از آن هم در برخى از متون ديده شده است مانند داستان سلطان مسعود در تاريخ بيهقى كه براى دستگيرى طغرل در حالى كه بر پيل سوار بود و به سوى قصبهء استوا از نواحى خوجان مىآمد « اندك ترياكى خورده بود » و خواب او را در ربود و همين خواب موجب تأخير او و گريختن طغرل گرديد . مولّف كتاب افيونيّه ، عماد الدّين محمود بن مسعود ، طبيب قرن دهم هجرى با توجه به سودها و زيان‌هاى افيون ، خواسته مردم را به اين نكته هشدار دهد كه هرچند از اين مادّه براى منظورهاى مختلف پزشكى و داروئى استفاده مىشود و آن را به عنوان يكى از « منوّمات » و « مرقّدات » يعنى خواب‌كننده و بيهوش‌كننده به هدف درمان بيمارىها ياد مىكنند ولى در حال عادى زيان‌هاى روحى و جسمى را دربردارد كه به حكم شرع و عقل مصرف آن ممنوع است و بايد از آن پرهيز نمايند .